ادامه امام حسین (ع)
صحنه جنگی که فقط صدای چکاک شمشیرها به گوش می رسد وهر آن ممکن است دشمن از پشت وپهلو حمله ور شود ، صدای نفس نفس زدن های سربازان دشمن به گوش می رسد ، امام (ع) به نماز می ایستد تا بفهماند که اگر نماز نباشد جنگی هم نخواهدبود . نه این که دشمن نماز نمی خواند خیلی از سربازانی که در لشکر کوفه قراردارنداهل نماز ودعابودند اما نمازی که فقط از روی عادت خوانده می شد وقیام وقعودش کاری با حکومتی که سراسر ظلم وجور وتبعیض وفسق وفجور است ندارد .این همان تفاوت دونمازی است که یکی خوانده می شود ودیگری از روی علم وبینش و ایمان به پا داشته می شود. شهادت شخصیت های گرامی وگران مایه دربین شهدای صحرای کربلا شخصیت های ممتاز وگران مایه ای وجود دارد ازجمله: مسلم بن عوسجه ، حبیب بن مظاهر ،هلال بن نافع ، زهیربن قین بجلی ویحیی بن کثیر و عمر انصاری و..... به همین علت وقتی مسلم بن عوسجه به شهادت رسید ابا عبدا... بر بالین وی آیه کریمه زیر را تلاوت نمودند: من المومنین رجال صدقوا ما عاهدواا... علیه فمنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظر وما بدلوا تبدیلا احزاب/ 23 واز مومنان مردانی هستند که به عهد خود وفاکردند(شهید شدند) وبرخی از آنان ماندند وهمچنان بر عقیده پاک خود استوارند. نوبت بنی هاشم در شب عاشورا وقتی اصحاب ویاران امام (ع) با بنی هاشم جلسه ای تشکیل داد ه بودند همه در این اتفاق نظر داشتند که به فرموده اباعبدا... (ع) هیچ مردی غروب فردا را نخواهد دید ( به جز علی بن الحسین امام سجاد که بیمار بودند) ولی اصحاب به هیچ وجه راضی نشدند که قبل از آنان خاندان رسالت به شهادت برسند و بنابراین تمامی اصحاب اباعبدا... (ع) که دربین شان چهره های شاخص وبزرگ ، حتی از صحابه های رسول ا... وجود داشتند قبل از بنی هاشم به شهادت رسیدند. این آخرین تلاش یاران با وفای امام حسین (ع) بود که اجازه ندهند تا زمانی که یک نفر از آنان زنده اند فردی از بنی هاشم به شهادت برسد شاید این تا حدی به امام (ع) دلگرمی می داد . لا اقل به زنان خیام امام حسین(ع) این امید را می داد که تا آنان حضوردارند خود را پیش مرگ امام (ع) وفرزندان وخاندانش خواهند کرد. پس از شهادت اصحاب به استناد روایات معتبر وبراساس دعایی (.............) که ازحجه بن الحسن (عج) به ما رسیده نخستین کشته بنی هاشم ، حضرت علی اکبر است.: السلام علیک یا اول قتیل من نسل خیر سلیل من سلاله ابراهیم الخلیل ، صلی ا.... علیک وعلی ابیک اذقال فیک: قتل ا... قوما قتلوک . علی اکبر در سال 61 هجری جوانی بیست وپنج ساله ، بسیار زیبا ومتشخص ، موقر ومنیع بود. تا آن جایی که معاویه بن ابوسفیان وی را ستوده بود. " فیه شجاعه بنی هاشم وسخاء بنی امیه و زهو ثقیف" در علی بن الحسین شجاعت بنی هاشم ، سخاوت بنی امیه وکبریایی بنی ثقیف را می بینم." امام حسین (ع) نیز وقتی به علی اکبر اجازه میدان داد وی را به آغوش کشید و آن وقت که به میدان رفت نمی توانست برجای بایستد بی اختیار در پی پسرش پیاده به راه افتاد تا آن جا که دیگر نمی توانست پیش برود ، همانجا ایستاد وفرمود: خدایا شاهد باش ! پسرم را که شبیه ترین مردم به رسول ا... است از نظر آفرینش و اخلاق و کلام به میدان می رود. وهنگامی که می خواست از بدرقه پسر برگردد ، این آیه را تلاوت کردند: ان ا.... اصطفی آدم ونوحا وآل ابراهیم وآل عمران علی العالمین ، ذریه بعضها من بعض وا... سمیع علیم آل عمران /33 واقعا این بزرگترین امتحان الهی است که خداوند بزرگ قبلا ابراهیم پیغمبر را آزموده بود واینک امام حسین (ع) به دست خویش فرزند را لباس رزم می پوشاند وبه میدان جنگ فرستاده است . واطمینان دارد که جای برگشت نیست ، تازه می داند که او آخرین قربانی نیست بنابراین تاب وتحمل زیادی می طلبد که فقط از شخصیتی چون ابا عبدا... الحسین (ع) بر می اید. شهدای دیگر از بنی هاشم از دیگر شهدای بنی هاشم عبارتنداز: فرزندان عقیل ،فرزندان زینب کبری (س) ، قاسم فرزند امام حسن (ع) ، دو پسر دیگر امام حسن مجتبی (ع) که عبدا... (اکبر) و احمد(اصغر) نام داشتند. فرزندان علی (ع) وام البنین که نخستین شان ابوالفضل العباس وعبدا.... وجعفر وعثمان ومی گویند که علاوه براین چهار فرزند ابراهیم بن علی ، محمدبن علی ، وعمربن علی نیز حاضر بودند که به شهادت رسیدند. ابوالفضل العباس (س) امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) نخستین فرزند خود وام البنین را به نام عموی خود عباس نامید. عباس بن عبالمطلب عموی رسول ا... (ص)وامیرالمومنین(ع) در جزیره العرب به یلندی قامت مشهور ومردی زیبا وخوش هیکل بود. کنیه عباس بن عبدالمطلب ، ابوالفضل بود . به عباس بن علی هم که دو پسر به نام های عبیدا.... وفضل داشت ، کنیه ابوالفضل داده بودند. مردم ابوالفضل العباس را " قمر بنی هاشم " می نامیدند زیرا چهره ای روشن وپیشانی ای درخشان داشت. ابوالفضل العباس روز عاشورا عمود وزین سپاه امام حسین(ع) ومدافع بلا منازع خیام ابا عبدا.... بودند. پشت گرمی زینب کبری (س) ودیگر زنان وبچه های خیمه ها بود. تا ایشان بودن کسی جرات نمی کرد نگاه کجی به خیمه ها بکند . ابوالفضل العباس آخرین مجاهد اسلام در یو م الطف بود که وقتی دور وبر خود را نگاه کرد ، دید از اصحاب وانصار وجوانان بنی هاشم کسی جز خود او زنده نمانده ، برای کسب اجازه حضور برادرش ایستاد وعرض کرد: سینه ام تنگ شده ، حوصله ام به سر آمد . دیگر طاقت ندارم زنده باشم ، بار زندگی بر دوشم با منتهای سنگینی فشار می دهد ، بیش از این نمی توانم شکیبا بمانم" گویی امام (ع) خود بی طاقت تر نا شکیباتربود در پاسخ برادرش دستور فرمود که برای خود اوهم لباس رزم بیاورند . وفرمود من نظام سپاه دشمن را به هم خواهم ریخت تو فرصت را غنیمت شمار برای کودکان تشنه مشک آبی از فرات بردار. کوفیان از سه روز قبل آب را به خیام اباعبدا.... الحسین بسته بودند . عباس بن علی مسلح ومجهز بر اسبش سوار شد ، مشک خشکیده ای را بر دوش گرفت وبه میدان آمد ومی گفت: "با قلبی هدایت شده وروشن به چنگ شما آمده ام واز پسر رسول ا... دفاع می کنم ، با این شمشیرهندی شما را سخت می کوبم تا این که از پیش امام من کناره گیرید . نام من عباس است که ضمیری غرق در مودت دارم من فرزند علی مرتضی هستم که به تایید الهی موید بود." ابا عبدا... در یک حمله همچون شیری که گله گورخر را از صحرایی به صحرای دیگر براند میمنه ومیسره سپاه را به هم ریخت ولشکر را ازدم شریعه فرات به یک سوی راند وراه را جلوی ابوالفضل العباس باز کرد . عباس خودرا به فرات رساند ومشک خودرا پر آب کرد وخود نیز بیش از 48 ساعت آب نیاشامیده بود کف دست زیر آب برد تابیاشامد ناگاه به یاد لب تشنه آقا وامام خویش افتاد وگفت: " تو می خواهی پس از حسین زنده بمانی ، پس از او زندگی برای تو مباد. این حسین است که به جای آب شربت مرگ می نوشد . وتو می خواهی از زلال فرات بنوشی ؟ هیهات ! این روش روش تونیست . این روش روش خداوندان یقین وصداقت نیست" با سرعت خواست خود را به خیمه ها برساند تا بچه هارا خوشحال نماید چون همه منتظر بودند تا عمو برای شان آب بیاورد. دراین زمان آن چیزی که برای ابوالفضل العباس مهم بود آن که در کوتاهترین زمان وبه سرعت آب را به خیام برساند ، ناگهان نوفل بن ازرق از پشت یک نخل بیرون پرید واز پشت شمشیری به بازوی راست وی زد و آن را قطع کرد.عباس بن علی شمشیر به دست چپ گرفت و آماده دفاع شد ، ابوالفضل می جنگید ومی گفت: والله ان قطعتم یمینی انی احام ابدا عن دینی وعن امام صادق الیقین نجل النبی الطاهرالامین به خدا اگر دست راستم را بریده اید من دست از حمایت دین خود برنمی دارم . ونیز از امام خویش دست برنمی دارم از فرزند رسول ا... طاهر امین رو بر نخواهم گردانید. نوفل دوباره از کمینگاه در آمد وبا ضربه ای دیگر دست چپ عباس را نیز قطع کرد . عباس همچنان سعی می کرد آب را به تشنگان حرم برساند . اما کمان داران از چپ وراست تیربارانش کردند. ازهمان تیرها ، تیری به مشک آب رسید ، آب ریخت وآن همه زحمت عباس به هدر رفت تیر دیگری چشمان بسیار زیبا و روشنش را به هم دوخت . خبیث دیگری (حکیم بن طفیل) از فرصت استفاده کرد وبر فرق مقدس عباس گرزی آهنین فرود آورد وبدین ترتیب قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس از مرکب به خاک وخون غلطید. ابا عبدا... که سرگرم جنگ بود به صدای برادر دریافت که اونیز شهید شده است وخودرا به او رسانید وفرمود: الان انکسر ظهر وقلت حیلتی پشت من شکست وکارمن از کار گذشت. در زمان شهادت ، ابوالفضل العباس یک مرد جوان 34 ساله بودند یعنی 23 سال از ابا عبدا... (ع) کوچکتر بودند با این حساب امام در پاسخ ندای ابوالفضل در هنگام شهادت فرمودند: بنفسی انت جانم به قربانت. گفته اند چهره ابوالفضل آن قدر زیبا بود که : کان یدعی بقمر بنی هاشم در زمان خود به قمر بنی هاشم معروف بود. اندامش به قدری رسا بود که بعضی از اهل تاریخ نوشته اند: وکان یرکب الفرس المطهم ورجلاه یخطان فی الارض وقتی که سوار اسب تنومندی می شد ( اگر پایش را از رکاب بیرون می آورد پایش با زمین تماس می گرفت یا با انگشت پایش می توانست زمین را خراش دهد (خط بکشد) مکا لمه کوتاه امام حسین با دختر شش – هفت ساله اش سکینه پس از شهادت ابوالفضل العباس (س) (در برخی منابع سکینه دختری ده یازده ساله ذکر شده که حتی به عقد پسر عمویش عبدا... بن حسن مجتبی در امده بود که در روز عاشورا به شهادت رسید اگر مراد دختر خردسال باشد شاید همان رقیه دختر سه چهار ساله باشد) سکینه پس از شنیدن شهادت عمویش عباس تمام امیدش نا امید شد . امام (ع) نگهان دخترش سکینه را دید که خیلی نزدیک آمده وتقریبا خودرا به رکاب اسب چسبانیده است . چشمانش پر اشک بود ، دست نوازشش را به موهای خوش رنگ ومواج دخترش کشید . بغض در گلوی سکینه گیر کرده بود باصدای گرفته ای گفت : " ا استسلمت للموت یا ابه ؟ فالی من اتکلنا ؟ ای پدر! به مرگ تسلیم شده ای؟ پس ما به چه کسی پناه ببریم؟ امام با لحن آرامی فرمود: می بینی ای عزیز من که خیلی تنها شده ام . هیچ کسی را ندارم . آیا بازهم به مرگ تسلیم نشوم؟ سکینه که درحالت تشویش واضطراب به سر می برد از پدر می خواهد که مارا به سوی حجاز برگردان " فردنا الی حرم جدنا" ابا عبدا... بدون آن که به دخترش نگاه کند همچون کسی که برای خود حرف می زند فرمود: لو ترک القطا لنام ، این مرغک (قطا ) را اگر به حال خودش بگذارند خواهد خوابید. امام در این ضرب المثل خود را به مرغ قطا – مرغ حق- تشبیه کرده بود انتظار نمی رفت که آن کود ک شش ساله مفهوم آن را با ماجرای پدر تطبیق کند وبا نومیدی وغصه فراوانی شروع به گریه کرد . سیدالشهداء که طاقت گریه دخترش را نداشت با وی طی دوسه بیت شعر چنین وصیت کرد: " پس از مرگ من بسیار گریه خواهی کرد واندوه تو به طول خواهد کشید ولی تا جان من تن مرا ترک نگفته است قلب مرا با اشک های حسرت خود مسوزان وقتی به بالین نعش من نشستی آن وقت ای بهترازهمه ، بر من بیشتر بنال." قطا پرنده معروفی است که در مثل از نام او استفاده کرده می گویند: اگر قطارا رها کنند شب را می خوابد. این ضرب المثل در مورد کسی است که به زور واجبار بدون این که بخواهد اورا مجبور به انجام کاری بکنند واین به خاطر آن الست که قطا پرنده ای است که شب ها پروازنمی کند مگر این که راحتی وآسایش را ازاو بگیرند بنابراین پرواز شبانه قطا علامتش آن است که دشمن دنبالش کرده علی اصغر آخرین شانس برای بیداری وجدان خفته کوفیان !؟ ابا عبدا... الحسین (ع) در طول ماموریت خود از زمانی که درمدینه بود وبا تهدیات معاویه وسپس یزید روبروبود تا زمانی که در مکه حضور داشت ودر طول منازل مختلف مکه تا کربلا وچند روزی که در کربلا حضور داشتند ، آنی ولحظه ای از دشمن ترس وهراس نداشت ، زیرا ایشان آگاه به حوادث زمان است ، این از شرایط امام معصوم می باشد ، از طرفی علم ویقین وی در حد عصمت است . سرانجام راهش کاملا برایش روشن است حتی چگونگی شهادت خویش را از زبان جدش رسول ا....(ص) وپدر گرامیش امیرالمومنین می داند بنابراین نقطه ابهامی در پیشاپیش خود نمی بیند فلذا هر کسی که سر راه ایشان قرار می گرفت تا مانعش شود امام با صراحت می فرمود این راهی محتوم است که باید بپیمایم . غیرا ز این حالت نمی شد اصول پایمال شده دین را احیاکرد. پس هیچیک از اقدامات اباعبدا... برای حفظ جانش یا رهایی از مرگ نیست بلکه حضرت می خواهند از کوچکترین عامل وفرصت برای هدایت قوم منحرف واز دین برگشته استفاده کند وقنداقه علی اصغر آخرین حربه ای است که شاید دشمن بی حیا به خود آید وبه وجدان خفته اش تلنگری بخورد. لذا برخی روایت کرده اند که ابا عبدا... قنداقه علی اصغرش را طلبید یا خواست آخرین بار با اونیز وداع کند وبرخی می گویند بالای دستش بلند کرد که ای قوم این طفل بی گناه چه زیانی به شما رسانده است که ناگاه حرمله ملعون با تیری گلوی سفید علی اصغر را نشانه گرفته وگوش تا گوش گلوی مبارکش را دوخت..... آخرین وصیت امام (ع) با سیدالساجدین (ع) پس از شهادت علی اصغر امام بر جنازه کودکش نماز خواند وبا دست مبار ک خود پشت یکی از خیمه ها به خاکش سپرد . سپس به خیمه سیدالساجدین رفت که سخت بیمار ورنجور بود بر بالینش نشست ودست بر پیشانی اش گذاشت که از حرارت تب شعله می کشید. وقتی که امام سجاد(ع) از پدرش اوضاع را پرسید ابا عبدا... این آیه از قرآن را تلاوت کردند: قداستوذ علیهم الشیطان فانسیهم ذکرا..... مجادله/19 وفرمودند همه یاران وانصار شهید شدند دراین وقت امام سجاد از جا حرکت کرد ونشان داد که اونیز میل دارد امامش را کمک کند وجانش را نثار نماید ولی اباعبدا... (ع)وی را به امامت وصیت کرد ودر حضور زینب خاطرنشان کرد که لازم است اوزنده بماند. امام (ع) ذوالجناح را آماده ساخت ، آن وقت از خواهرش خواهش کرد جامه کهنه ای برایش بیاورد تا در زیر لباسهایش به تن کند. او می داند که کوفیان ولشکر عراق بعد از شهادت ایشان حتی به تن او نیز تعر ض خواهد کرد ولی جامه کهنه ومندرس چیزی نیست کسی بخواهد بدان چشم بدوزد . این از حیای امام است که نمی خواهد تنش عریان روی خاک بماند که کوفیان نامرد این اندازه حیا نداشتند فلذا بعد از شهادت ابا عیدا.... نه تنها همان پیراهن کهنه را ازتنش در آوردند بلکه بر روی بدن میارکش اسب تازاندند ... الا لعنه ا.... علی القوم الظالمین وداع امام (ع) با اهل خیام امام (ع) دوبار با اهل خیام وداع کردند یک بار آمدند وداع کردند ورفتند . بار دوم ایشان به طرف شریعه فرات رفتند تا خود را به آب برساند دراین هنگام شخصی صدازد حسین تو می خواهی آب بنوشی ؟ ریختند به خیام حرمت. فلذا امام آب ننوشید وبر گشتند برای بار دوم با اهل بیتش وداع کردند که دراین جا جمله های نورانی دارد: "اهل بیت من مطمئن باشید که پس از من اسیر خواهید شد ولی حقیر وذلیل نخواهید شد.کوشش کنید در زمان اسارت کوچکترین تخلفی از وظیفه شرعی تان نکنید. مبادا کلمه ای به زبان آورید که از اجر شما بکاهد. مطمئن باشید این پایان کار دشمن است نه پایان کار شما. واعلموا ان ا... منجیکم بدانید که خدا شمارا نجات می دهد واز ذلت حفظ می کند." این اوج عرفان وتقوا وروشن بینی امام است ، در زمانی که دیگر سربازی ، یار ویاوری برایش نمانده تا از وی واهل بیتش دفاع کند احساس عجز وذدلت نمی کند بلکه در اوج قدرت وعزت بسر می برد وکار را برای خویش پایان شده نمی داند بلکه معتقد است این کار دشمن است که به اتمام رسیده است. اوست که به پایان خط رسیده است چرا که پیروزی بر هفتاد و دو تن با لشکر سی هزار نفره تحسین وتشویقی ندارد این نهایت حقارت وذلت است که لشکری با سی هزار سرباز از سواره وپیاده وکماندار ونیزه دار تا دندان مسلح شده تا بیاید یک گروه 72 نفره را از بین ببرد. زهی سعادت وعزت وافتخار براین گروه هفتادو دوتن . اما آنچه خواری وپستی وخفت وذلت از آن آن لشکر سی هزار نفره است. آری طبق پیش بینی ابا عبدا... الحسین (ع) زینب کبرِی (س) قافله سالار اسرای کربلا با عزت وسرافرازی اسرا را رهبری نمودند ومنزل به منزل بر عزت وافتخار آنان افزوده شد تا جایی که همان مردم کوفه که آماده جشن وپایکوبی بودندکه یک دشمن خارجی را سرکوب کرده اند وقتی با خطابه های حیدر گونه زینب کبری وامام سجاد (ع) روبرو شدند لال ومبهوت گشته ومهر سکوت وخاموشی بر لب زده وشروع به گریه وانابه کردند که دیگر پیش اهل بیت امام حسین (ع) پشیزی ارزش نداشت. واقعیت است که شیر در زنجیر هم که باشد شیر است ، با ابهت وعظمت. وروباه آزادهم که باشد روباه است خوار وذلیل. آخرین سرباز امام حسین (ع) خود آخرین سربازی است که هم اکنون یک تنه در مقابل سپاه عظیم کوفه قرار گرفته است . دیگر کسی برایش باقی نمانده آزاد ورها بدون هیچ تعلقی. دیگر تمامی زنجیرهای این زندان خاکی در پیش رویش پاره شده فقط این پرنده آسمانی آماده پرواز است . آن کس که ترا شناخت جان را چه کند فرزند وعیال وخان ومان را چه کند دیوانه کنی هردوجهانش بخشی دیوانه تو هردو جهان را چه کند دیگر زمان رجعت (معراج) این موجود آسمانی فرارسیده است چراکه آن چه او می بیند جز روح وریحان وبهشت رضوان و مجاورت با جدش (ص) ودیگر اجداد نیکویش چیزدیگری نیست. با این حال در مقابل سپاه عراق قرار می گیرد و آخرین خطبه غرای خود را ایراد می کند .آن چنان بلیغ وشیرین وشیوا حمد وستایش الهی می کند وبه تقدیس وتمجید رسول ا.... می پردازد که در تاریخ عرب گفتاری بدین دلربایی به یادگار نمانده است. دیگر جای نصیحت وموعظه نمانده ، قومی که هیچ یار ویاور برایش باقی نگذارده حتی خردترین فرزند امام(ع) را با تیر جفای خود به شهادت رسانده است می فرماید: "نابود شویدوفرومایه بمیرید ای مردم دروغگو ، ای مردم فریبکار. این شما بودید نخستین بار دست حاجت به سوی من پیش آورده ومرا به یاری خویش خواستید ودر ان روز که سایه محبت بر سر شما انداختم ودعای شما را با ندای موافق پاسخ گفتم پیمان خود شکستید وعهد خود از یا بردید همین که روی مرا به روی خود گشاده دیدید ، شمشیر به روی من کشیدید وبه عزم قتل من دامن به کمر زدید . آتش فتنه بر افروختید تا دود از دودمان من بر آورید. شما برخاستید تا دوست را به خاطر دشمن از میان بردارید . تیشه برداشته اید تا با دست خود بنیان سعادت وسلامت خویش را واژگون کنید. در پیرامون تاج وتخت بنی امیه که جز ظلم وفسق وفجور وفساد سرمایه ای ندارند ، سنگ به سینه می کوبید ودین خودرا به دنیای آنان به قیمت یک معیشت مسکنت بار فروختید. به روی من حمله می آورید ، بی آن که دامن به معصیتی آلوده باشم وای برشما ای بردگان سفیه واحمق ! ای طغیان کردگان ، ای از دین به در رفتگان که کتاب خدارا به زیر پای پلید خود لگدمال ساخته اید. وای برشما ای کشندگان آل رسول ا... ای دشمنان اولیاء واوصیاء وای برشما که نطفه زنا را در سلسله خود می پذیرید وبه ناموس دین واجتماع شکست می اندازید. بد می کنید ، دست به کاری زدید که برای شما جز عذاب وذلت وسقوط وشقاوت تحفه ای نخواهدآورد. خدعه وفریب ریشه حیات شماست و.این حیله ها ودروغ ها وپستی ها ولئامت ها که از شما دیده می شود شاخه های نا مبارکی هستند که از ریشه نا پاک شما سبز شده اند. شما بیعت کرده ایدوخدای قادر وقاهر را برای این بیعت گواه گرفته اید ولی دیری نپایید که هم با دست خویش این پیمان را شکستید. الا لعنه ا... علی الناکثین الذین ینفصون الایمان بعد توحیدها وقد جعلتم ا... علیکم کفیلا این مردک آلوده نسب " ابن زیاد" برمن همی سخت گیرد تا با سر در پیش پایش زانو به خاک گذارم ودست تسلیم به دستش سپارم ، ولی هیهات . هیهات که آرزویی ناهنجار در دل می پروراند وهوایی بیهوده به سر می گیرد همت بلند وفطرت منیع من ، اباء نفس وعظمت وجود من کجا اجازه می هد که این آرزو صورت پذیرد؟ اگربه شمار ریگ های بیابان وقطرات باران دربرابرم سواره وپیاده بسیج شود از دشمن روی برنتابم وپشت به حریف نکنم. دراین جا اشعار فروه بن مسیک مرادی را می خواند: "اگر بر دشمن پیروز شوم ، مستی نخواهم کرد زیرااز دیر بازپیروز بوده ام. واگر مغلوب گردم ، هرگز شکست نمی خورم. این مرگ است که وقتی چنگال از گریبان قومی بر می دارد بی درنگ همان چنگال را به سینه قومی دیگر فرو خواهد برد. اگر پادشاهان نامور جهان به جاودان بمانند ماکه از همه نامورتریم به جاودان خواهیم ماند. به شماتت کنندگان بگویید که آرام باشند زیرا شما نیز به روزگار ما دچار خواهید شد. پس از این فاجعه دیری نخواهد پایید که نوبت به شما خواهد رسید. این وعده گزافی نیست . حدیثی است که پدرم از جدم محمد مصطفی (ص) روایت کرده وحقیقتی است که حتما تحقق خواهد یافت. خوب بیندیشید اگر مصلحت خویش را در قتل من می بینید پیش بتازید یکباره به سوی من حمله بیاورید وامانم ندهید. انی توکلت علی ا... ربی وربکم مامن دابه الا هو آخذ بناصیتها ان ربی علی صراط مستقیم پروردگارا! رحمت خود از این قوم باز گیر وخشکسالی همچون قحطی مصر "در دوران یوسف" به سرزمین شان ذر افکن .غلام ثقیق (حجاج) را برجان ومال شان چیره ساز تا به کامشان رنج وعذاب بچکاند وانتقام مرا از آن ها بازستاند. پروردگارا تو می دانی که این قوم به ما دروغ گفته اند . مارا به سوی خویشتن خواسته اند واکنون که خواهش شان را بر آوردیم به روی ما تیغ آخته اند. انت ربنا علیک توکلنا والیک انبنا والیک المصیر تو پروردگار من هستی ، برتو اعتماد واتکا کرده ام ممتحنه / 4 وبه سوی تو دست حاجت پیش آورده ام وبه ملکوت اعلای تو باز می گردم." جنگ تن به تن امام (ع) ابا عبدا... الحسین در روز عاشورا به رسم جنگجویان دلاور عرب به میدان رفت وحریف خواست ، عمربن سعد را صداکرد ولی آن خبیث می دانست اگر بپذیرد در لحظه ای به جهنم واصل خواهد شد ومی خواست زنده بماند . تعدادی از سرهنگان سپاه کوفه وارد میدان شدند وهمه به هلاکت رسیدند . در این جا بود که عمر سعد فریاد کشید : وای برشما ! می دانید با چه کسی روبرو شده اید؟ این مرد حسین بن علی است . پسر علی مرتضی قتال العرب . محال است که شما در جنگ تن به تن بر وی چیره شوید . "فاحملوا علیه من کل جانب " از چهار طرف بر وی حمله کنید ، دورش را بگیرید ، احاطه اش کنید . ابا عبدا... با تجربه وتسلطی که در فنون جنگی داشت وآن را از پدرش علی (ع) حیدر کرار آموخته بود در میان دایره ای از تیر وشمشیر ونیزه با آن لشکر بی حیا وافسار گسیخته یک تنه مبارزه می کرد وچنین رجز می خواند: "من پسر علی پاک نهاد هستم ، از آل هاشم . ودر روز مفاخره این افتخار بر من بس است . جد من رسول ا... ومادرم فاطمه زهرا(ع) است. عموی من آن شهید سعید است که در بهشت با فرشتگان پرواز می کند. الموت اولی من رکوب العار والعار اولی من دخول النار مرگ (با شرف وعزت)بهتر از زندگی ذلت بار وننگ وذلت بهتر از ورود به آتش جهنم است. در این زمان امام به شدت غیر قابل تصور تشنه بود . دو شبانه روز که آب به کامش نرسیده بود . زره وادوات جنگی هم بر تن کرده ، مبارزات سختی یک تنه با آن لشکر گستاخ کرده بود زخم های زیادی برداشته لذا شدت عطشش صد چندان شده بود.. مردی به نام عبدا... عماد که شاهد معرکه بود می گوید: والله ندیده ام مردی را که در دریایی از دشمن غرق شده باشد وداغ فرزند وبرادر وبرادرزاده دیده باشد بازاین قدر بر اعصاب وحواس خود مسلط باشد که وقتی بر سپاه دشمن حمله می افکند آن چنان که گله های بز وگوسفند از شیری خشمناک وگرسنه بگریزند از دم شمشیر ش می گریختند. عمربن سعد تقریبا بیچاره شده ودرمانده بود زیرا می دید که سپاه او به قول ابا عبدا....(ع) همچون "وکوف هاطلین" برصحرای کربلا باریده بودند ویکباره روحیه خودرا از دست داده بود. دراین هنگام یکی از امرای سپاه کوفه به ستون خود فرمان داد که به سوی خیمه ها حمله ور شوند . امام حسین (ع) که سرگرم حملات پیاپی بود ناگهان فریادزن ها وکودکان حرم را شنید . این بود که با نقشه ای نا جوانمردانه وحمله به حرم ابا عبدا...(ع) مانع از پیشروی حضرت شدند . این تعرض بر خلاف اصول جنگی وخلاف اصول ورسم عرب آن زمان بود که به زنان وکودکان حمله ور شده بودند. لذا امام به سمت آنان مرکب تاخت وفریاد کشید: "شما که به هواخواهی خانواده ابوسفیان بامن می جنگید ، اگر دین ندارید دست کم برای دنیای خود آزاده وشریف باشید، تعصب قومی خود را ازدست ندهید. "ان لم یکن لکم دین ولاتخافون المعاد فکونوا احرار فی دنیاکم" امام با بانگ بلند فرمود: من باشما می جنگم وشما هم با من می جنگید . این زن وبچه ها که گناهی ندارند زیرا با کسی جنگ وجدالی ندارند. مجددا سپاه کوفه همچون سیلی سهمناک به سوی امام (ع)حمله کردند . امام (ع)خطاب به آنان ایستاد وگفت: به چه جرمی کمر به قتل من بسته اید؟ حق چه کسی (کدام حق) را ضایع کرده ام ، کدام سنت را پشت کرده وکدام شریعت را تغییر داده ام . جوابی از کسی نیامد. گویی کرندو کورند وگنگ ( صم بکم عمی فهم لا یتفکرون ، لا یعقلون) لذا ابا عبدا...(ع)وقتی دید از زندگان مرده (مردگان زنده نما) ندایی در نمی آید روبه قتلگاه جوانان واصحاب کرد ویک یک آن ها را صدا کرد: یا مسلم بن عقیل ، یا هانی بن عروه ، یا حبیب بن مظاهر ، یا زهیربن قین ، یا یزیدبن مظاهر ، یا یحیی بن کثیر ، یا هلال بن نافع ویا..... خیلی از یاران را یک به یک صدا کردند: چه شده که هرچه شمارا می خوانم به ندای من پاسخ نمی دهید . هرچه از شما کمک می خواهم به یاری من نمی شتابید؟ وقت شما خوش که به خواب شیرینی فرورفته اید ولی من امید آن دارم که از این خواب بیدار شوید. برخیزید از این خواب عمیق ای جوانمردان کریم وشریف ، بیدار شوید وحرم رسول ا... (ص) را از تعرض این قوم فرومایه پاسدارید. اما پیداست که در خوابگاه فنا به خواب مرگ غرق شده اید وتوان آن ندارید که از جای برخیزید وبار دیگر کمر به یاری من ببندید. اگر چنین نبود هرگز دست از من نمی کشیدیدو مرا ترک نمی گفتیدوخوش بخوابید که من هم اینک راه شمارا می پویم وشمارا می جویم وهرچه زودتر شمارا خواهم یافت. "فیها نحن علیکم مفجعون وبکم لاحقون فانا لله وانا الیه راجعون" این آخرین نداهای ابا عبدا... الحسین (ع) است که به جاودانگی پیوست. امام که می دانستند کسی نیست ندایش را لبیک گوید . شهدا نیز جان خوش را فدای امام خویش کرده بودند ویقینا از آنان کاری برخاسته نبود که امام آنان را مخاطب ساخته بنابراین دوحالت دارد: 1-امام (ع)تنهایی وغربت خویش را بدینگونه دارد اعلام می کند که کسی نیست وی را کمک کند ودیگر نمی تواند دراین دنیای پست و پر ازدروغ وخیانت وحیله بماند . لذا شهدا را مخاطب قرار داده که خوشا به حال تان رفتید واز دست روزگار غدار ومردمش خلاص شدید عنقریب من نیز به شما ملحق خواهم شد وترسی از این مرگ که افتخار بزرگی است ندارم. 2-امام خطابش به آیندگان است زیرا او فقط امام زمان خویش نیست زیرا دینش که دین جدش پیامبر خاتم است برای آیندگان نیز می باشد و دین کامل وتمامی است که که برای همه آنانی است که در آینده خواهند آمد. بنابراین آیندگان نیز مخاطب ابا عبدا... الحسین(ع) قرا رگرفته اند نه فقط مسلمانانی که در آینده خواهند آمد بلکه تمامی آزادگانی که در سراسر جهان ظهور خواهند کرد. حال که گوش شنوا وچشم بینایی نیست تا واقعیت ها راببیند وپرده از جهل وظلمت ونیرنگ ودروغ زمانه ومردمش بردارد ، ای مردم ، ای امتی که در آینده خواهید آمد به ندای عدالت خواهی وظلم ستیزی من پاسخ دهید هل من ناصر ینصرنی من چیزی نمی خواهم جز عمل به دین واجرای دستورات آن وتحکیم وتثبیت قرآن در زندگی مردمی که به پیامبر این کتاب خیانت کرده اند . کمتر از یک سده است که پیامبر وحی ، ندای الهی را به گوش پدران همین قوم رساند( که برخی از آنان هنوز در قید حیاتند.) و آنان را از حیوانیت دوران جاهلی به در آورده وحیاتی طیبه بدانان بخشید . از ظلمات جهل ونادانی وتاریک ونادانی ، بت پرستی ، ظلم وجور به یکدیگر ، زنده به گور کردن ختران ، سوسمار خوری وخونریزی بی بهانه نجات داده وبه نورانیت یکتاپرستی ، برادری وبرابری ، عزت نفس ، وفای به عهد .پرهیز از غدر وخیانت ، دوری از جنگ وخونریزی هدایت نموده است. آری این قوم همه چیز را دریک آن فراموش کرده اند یکی در آرزوی ملک ری ، دیگری حکومت بصره وخیلی ها به امید دست یافتن به قوت غذای روز مره ، حتی یک شمشیر ، یک زره ، یک کفش ونعلین ، یک لباس گرچه کهنه ومندرس!!!!!!!!؟ این قوم لئیم ، پستی را به اکمال رساندند پس از شهادت ابا عبدا....(ع) هلهله کنان به سوی خیمه های ابا عبدا...(ع) هجوم بردند وهرچه یافتند از زیب وزیور زنانه ، گوشواره ومعجر حتی فرش زیر پای سیدالساجدین(ع) را با وحشی ترین ووقیح ترین وضع به یغما بردند وسپس خیمه ها را به آتش کشیدند . صدای ضجه کودکان از یک سو ، فرار وپریشانی زنان وخردسالان از سوئی دیگر در بیابانی که اثری از حیات وزندگی نبود.فاجعه آمیزترین جنایت که در هیچ جای دنیا وجود ندارد به دستور عبیدا... بن زیاد ده نفر از جانیان صحرای کربلا داوطلب شدند تا بر پیکر مقدس امام(ع) وشهدا اسب بتازانند تا استخوان های سینه وپشت شهدا را خرد وخمیر نمایند . الا لعنه ا... علی القوم الظالمین. قومی که خودرا پیرو جد همین مرد تنها وغریب میدان می نامند، مردی که در دامن پیامبر(ص) همین قوم بزرگ شده ، از سر دوش مبارکش بالا رفته در خانه وحی نشو ونما کرده ، فرزند اولین مومن به همان پیامبر(ص) است مادرش بهترین زنان عالم در دنیا وآخرت است ، با ناجوانمردانه ترین حالتی که نمی توان تصور کرد از هر جهت مورد حمله قرار داده وبا هر ابزار جنگی بلکه هر وسیله ای که در اختیار داشتند به شهادت می رسانند این فاجعه به حدی است که خیلی از نویسندگان از تکرار بیانش شرم دارنداین وقیح ترین وقبیح ترین ننگی است که بر پیشانی بشریت لکه انداخته است که پاک شدنی هم نیست. جالب این جاست که عمربن سعد پس از شهادت ابا عبدا... با تمام قوت سه بار صدای نحس خودرا به تکبیر بلند کرد فلذا آن شاعر عرب گفت: ویکبرون بان قتلت وانما قتلوا بک التکبیر والتهلیل بر قتل تو ابن فرومایه مردم تکبیر زدند وحقیقت این است که با کشتن تو تکبیر را هم کشتند. بدین ترتیب فاجعه عاشورا در روزجمعه دهم محرم الحرام شصت ویک هجری سیاه ترین لکه را در قلب تاریخ ثبت کرد وپیکر مقدسی که رسول ا... (ع)بر دوش وآغوش خویش پرورش داده ، از شیر وشیره جان فاطمه زهرا (س) مایه هستی گرفته ودر خانه ولایت علی مرتضی (ع) به بلوغ ولایت رسیده ، پیکری که پنجاه وهفت سال خودرا در رکوع وسجود وعبادت وتقوا ، مبارزه ومجاهده به سر رسانیده با زخم های بیشمار وبی سر بر خاک افتاده وسر مبارکش بر نوک نیزه ای بلند همچون آیت شهامت وشرف افراشته ، ندای قرآن سر می دهد...... عرش بر فرش خورشید عاشورا ، آهسته آهسته در کرانه های غربی عراق به سوی آب های اردن می غلتید ، شفق سرخ ، دامن آفتاب را به رنگ خون (خون رنگ) کرده بود. سایه شب از پشت نخلستان ها با ابهام غم انگیزی به سوی دشت کربلا می خزید. دشتی که هم اکنون از بدن های بهترین فرزندان خلف آدم وپاک ترین آن ها پوشیده شده است واز این پوشش به خود می بالد و آن طرف تر به فرزندان ناخلف آدم می نالدولعن ونفرین سر می دهد. بزرگمردانی که تا لحظاتی پیش با نعره مستانه شان بر خبیث ترین سلاله آدم تاختند وکشتند وکشته شدند وراه خویش به سوی عرش باز کردند گویی سرمستانه وعاشقانه چشم ها را روی هم گذاشته وبه خواب ابدیت فرورفته اند خوابی که از دنیای تنگ مادی که حکم زندان برایشان بود به عالم وسیع ملکوت راه داده است. انگار هفتاد و دو ستاره را از آسمان چیده وبر زمین دوخته اند در وسط این منظومه خورشیدی نورافشانی می کند که عظمت وصولت ونورانیت آن از میلیاردها خورشید وکهکشان افزونتر ومنیر تر است. گویی عرش را فرش زمین کرده اند.آخر این موجود همان است که رسول ا... (ص) فرمودند درعرش آسمان هفتم نوشته شده : ان الحسین مصباح الهدی وسفینه النجاه اما هنوز دود سیاهی از بستر باقیمانده خیام اهل بیت بلند است اگر زنان وکودکان تا ساعتی پیش سرپناهی داشتند که درون آن پریشانی خودرا تقسیم کنند اکنون هریک از آنان در گوشه ای از بیابان برهوت پراکنده ، با چشمان بهت زده وهمراه با ترس ، غیر قابل باور که حال کسی را به عنوان یار ویاور ندارند بیشتر به خواب شباهت دارد تا واقعیت . آخرمی شود این همه شقاوت ، این همه بی رحمی ، بی مروتی ، سیه دلی و.... واقعیت داشته باشد ؟ آن هم با آل ا.... ، آل رسول ا....(ص) نکوتر بتاب امشب ای روی ماه که روشن کنی روی این بزمگاه بسا شمع رخشنده ی تابناک زباد حوادث فرومرده پاک حریفان بیکدیگر آمیخته صراحی شکسته قدح ریخته به یک سوی ساقی برفته زدست زسوی دگر مطرب افتاده مست بتاب ای مه امشب که افلاکیان ببینند جانبازی خاکیان مگر نوح بیند کزین موج خون چسان کشتی آورد باید برون ببیند خلیل خداوندگار زقربانی خود شود شرمسار مسیحا اگر بیند این رستخیز صلیت و صلب را کند ریزریز محمد سر از غرفه آرد برون ببیند جگر گوشه را غرق خون منبع : زندگانی چهارده معصوم عمادزاده ص654-655 علل، اهدف و آثار ونتایج قیام امام حسین (ع) دراین بخش به طور خلاصه به علل ، اهدف وآثار ونتایج قیام وحماسه ابا عبدا.... الحسین(ع) می پردازیم تا هم پاسخی باشد برای آنانی که معتقدند امام حسین(ع) نبایستی قیام می کرد چون سرانجام قیامش در ابتدا ی آن هویدا بود. ویا آنانی که برای قیام امام (ع) فقط اهدافی مادی قائل شده اند واین که امام (ع) صرفا برای این که به خلافت برسد قیام کرد . وهم پاسخی باشد یرای آنانی که پایان قیام امام (ع) را خوار شدن بنی هاشم وخاندان رسول ا... (ص) می دانند. علل قیام امام حسین(ع) یکی از مهم ترین دل مشغولی های معاویه بیعت نکردن امام حسین (ع)با فرزندش یزید بود ودر سفارشات زیادی به پسرش هم از وی خواسته بود که با حسین (ع) در نیفتد اگر می تواند از اوبیعت بگیرد، زیرا اگر یزید می توانست از امام(ع) بیعت بگیرد به تثبیت حکومت خویش مطمئن می شد ، بیعت امام با یزید به منزله بیعت اکثریت مردم با یزید وهموارشدن راه حکومت وی بود. مردم دوران اختناق وظلم واستبداد معاویه را باخون وگوشت خود احساس کرده بودند وهمه ناراضی از حکومت وقت منتظر کوچکترین جرقه ای بودند که این آتشفشان زیر خاکستر فوران کندودودمان ظلم وستم بنی امیه را به آتش کشد. آری فرزند گستاخ معاویه می خواست با تحمیل خلافت خود برامام (ع) با یک تیر دونشان بزند. هم رقیب بسیار نیرومندی را از میدان بیرون کند وهم از طغیان افکار عمومی واحساسات ملی به نفع حسین بن علی (ع) جلوگیری نماید. ودر طلیعه زمامداری زیربنای حکومت ضد اسلامی خودرا محکم سازد. ازسوی دیگر ابوسفیان وسایر بنی امیه از دیرباز شدیدترین دشمنی را بر ضد اسلام وپیامبر خدا (ص) روا می داشتند وهمواره منتظر زمانی بودند که انتقام خود را بگیرند واین آرزو در زمان خلافت رسیدن عثمان که از قبیله ابوسفیان وبنی امیه بودجامه عمل پوشیدکه خلافت را از بنی هاشم گرفت وتحویل بنی امیه داد و این خصومت در چنگ احد با قساوت همسر ابوسفیان " هند جگرخوار" بروز کرد ودر صحرای کربلا به اوج خود رسید. زمانی که سرمقدس حسین بن علی (ع) را نزد یزید بردند او چندبیت از قصیده عبدا... بن الزبعری که در آن از کشته شدن مسلمانان در جنگ احد شادی کرده بود خواند: لیت اشیاخی ببدر شهدوا جزع الخزرج من وقع الاسل قد قتلنا القرن من ساداتهم وعدلنا ه ببدر فاعتدل یعنی ای کاش بزرگان ما که درجنگ بدر کشته شدند می دیدند که در جنگ احد چگونه طایفه خزرج از ضربت اسلحه های ما بی صبری می کردند . بزرگان آنان را که همسنگ ما بودند کشتیم وکشتگان جنگ احدرا در مقابل کشتگان جنگ بدر قراردادیم وتعادل حاصل شد. انگاه یزید اشعاری از خودش خواند تا جایی که وحی را منکر می شود. "من اگر در مقابل کارهای احمد پیشوای اسلام از فرزندش انتقام نگیرم از نسل خندف نیستم . بنی هاشم به نام دین با سلطنت بازی کردند وگرنه نه خبری از غیب آمد ونه وحیی نازل شده است . ما از علی انتقام خود را گرفتیم وآن سوار شجاع شیردل (حسین بن علی ) را کشتیم." یزید همواره خودرا در مقایسه با شخصیت بزرگی چون حسین بن علی (ع) خوار وپست می دید زیرا از روزی که چشم باز کرده بود اسم حسین (ع) همراه با سلسله فضائل ومناقب به بزرگی یاد می شد ومردم آن حضرت را به اتفاق برادرش امام حسن مجتبی (ع) از زبان پیغمبر خدا (ص) به عنوان سرور وسالار جوانان اهل بهشت می شناختند لذا این احساس حقارت برای فرد بی هویتی چون یزیدعامل کوچکی نبودتا دراین برهه از زنگی گره از عقده حقارت خویش گشاید وبه عنوان ممتازترین شخصیت امت یعنی خلیفه وجانشین پیغمبر(ص) مطرح شود. علاوه براین پیش زمینه های بزرگی که از جانب یزید در ممانعت امام حسین (ع) برای رسیدن به حق خویش ورساندن جایگاه خلافت به جای خویش ، امام نیز به دلایل زیاد نمی توانست بایزید بیعت کند که به برخی اشاره می شود: 1- امام حسین (ع) طبق بیان صریح جد خویش نمی تواند یک حکومت جائر را به رسمیت بشناسد وگرنه با رئیس حکومت وعمال آن در انجام کارهای ضد دین وضد عدالت شریک خواهد بود. 2-تایید وتصویب خلافت یزید از طرف امام (ع) یعنی قانونی کردن حکومت جور یزید وانحراف اذهان امت از صراط مستقیم واسلام واقعی. مردم به اشتباه اسلام را در چهره یزید وحکومت آن می دیدند که کاری بس خطرناک وخلاف سنت پیامبر(ص) وامام علی (ع) بود. 3-تصویب خلافت یزید یعنی فاتحه خواندن برای اسلام همانطور که خود امام فرمودند که اگر سکوت کند وبا یزید از در سازش در آید : وعلی الاسلام السلام . امام نمی توانست با پذیرفتن خلافت تحمیلی یزید ، اسلامی را که با زحمات ومصائب ومشکلات فراوان جدش ، پدر بزرگوار وبرادرش که همگان جان خویش را برسر اسلام نهاده بودند ، ریشه کن نماید. 4-تحمیل خلافت یزید تجاوزی به حقوق امت بود وقرآن کریم صریحا از کمک وتمایل به تجاوز ومتجاوزین نهی فرموده است. ولا ترکنوا الی لذین ظلموا فتمسکم النار 5-با پذیرفتن خلافت یزید توسط امام حسین(ع) امکان هرگونه جنبش اصلاحی از جانب آن حضرت در آینده از طرف دیگران سلب می شد. 6- اتفاقا امام (ع) از تزلزل حکومت نوپای یزید که پس از مرگ معاویه ارکان آن دچار تشنج ولرزش شده بود بهترین فرصت را برای قیام وتشکیل حکومت تشخیص دادند تا حکومت اسلامی را به جایگاه اصلی خویش بازگرداند. 7- استغاثه مردم صدای عدالتخواهانه مردم که پس از قتل عثمان برخاست وعلی (ع) را وادار به پذیرش خلافت کرد. اما کوردلان وخفاشان شب پرست نتوانستند حکومت عادلانه آ ن ابر مرد دین وعدالت را تحمل کنند وزیاده خواهان ، آنانی که خویش را ذیحق نهضت بزرگ پیامبر اکرم(ص) ومیراثخوار آن می دانستند در کوتاهترین مدت بیعت وپیمان خویش را شکستند وبه عنوان مخالفان بزرگ پرچم جنگ را را برضد حضرت برداشتند. واجازه ندادند حکومت شان به پنج سال برسد وایشان رابه شهادت رساندند. این صدای عدالتخواهی مردم در زمان حکومت بیست ساله استبداد معاویه در نطفه خفه شد وکسی جرات مخالفت با او بلکه گرایش به علی(ع) وحکومتی مشابه حکومتش نداشت. پس از مرگ معاویه این استبداد پلید ،مجددا فریاد عدالتخواهی از اعماق روح ستمدیده مردم برخاست وموجی از هیجان وامیدواری را از عراق تا حجاز ایجاد کرد.مردم کوفه به وسیله نامه های فراوان ونمایندگان خود صدای استغاثه وتظلم خویش را به گوش امام (ع) رسانده وشدیدا از آن حضرت خواستند که قیام کند وهمه گوش به فرمان وی آماده قیام ونهضتند. یعنی همان حضور حاضر وقیام حجتی که برای پدر بزرگوارش شکل گرفته بود. لولاالحضورالحاضر وقیام الحجه بوجودالناصر وما اخذا... علی العلماء ان لا یقاروا علی کظه ظالم ولا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها نهج البلاغه / خطبه شقشقیه یا 30 وجود نیروی کافی ، مسئولیت الهی واتمام حجت همانطور که امام علی (ع) را وادار به پذیرش جریان خلافتی کرد که 25 سال از مسیر اصلی خویش خارج گشته بود برای امام حسین (ع) نیز به عنوان وظیفه ایجاب می کرد که با کمک قدرت مردم بر ضد ظلم وحکومت جور قیام کند تا ریشه ظلم را بسوزاند. اهداف قیام امام حسین(ع) بدون تردید امام حسین (ع) هدف از قیام خویش را یک هدف اصلاحی وسیعی می داند که از روح اسلام الهام می گیرد نه غرائض شخصی ودنیایی واساس آن را حمایت و دفاع از اسلام واصلاح در امت جدش تشکیل می دهد. این اهداف را می توان در سخنان آن حضرت به صورت نامه یا خطابه از زمان شروع حرکت از مدینه تا مکه واز آن جا تا کوفه مشاهده کرد. 1- درمقتل خوارزمی ج1 ص 188 به نقل از ابن اعثم ، امام در زمان خروج از مدینه ضمن مرقومه ای که به نام وصیت نامه معروف است هدف اصلاحی خویش را چنین بیان می کند: وانما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی من فقط برای اصلاح در امت جدم از وطنم خارج شدم. 2-در قسمتی از نامه اش به بزرگان بصره که آنان را به کمک طلبیده بود می فرماید: فان السنه قد امیت وان البدعه قد ااحییت تاریخ طبری/ج4ص266 سنت اسلام مرده وبدعت های ضد اسلام جای آن را گرفته است. یعنی هدف من از بین بردن بدعت ها وزنده کردن اسلام وسنت پیغمبر (ص) است. واقعا آن سنت پیامبر(ص) که سیاه حبشی با شریف قریشی در کنارهم قرار می گرفتند وتمایزی بین آن دو نبود جز به علم وتقوا وآن سیره علی بن ابیطالب (ع)که وقتی برادرش عقیل به دلیل نا بسامانی وضع مالی خواسته ای بیشتر از حق خود دارد وعلی (ع) آتش در دست برادر نابینایش می گذارد جای خودرا به کدام معیار ومیزان داده است. 3-ابی عبدا.... (ع) د رخطبه غرایی که پس از برخورد با حربن یزید ریاحی در منزل " بیضه " ایراد فرموده اند: ایهاالناس ! من رای سلطانا جائرا مستحلا لحرم ا... ، ناکثا لعهدا... ، مستاثرا لفی ء ا... ، معتدیا لحدودا... ، فلم یغیر علیه بقول ولا فعل کان حقا علی ا... ان یدخله . الا وان هولاء القوم قد احلوا حرام ا... وحرموا حلاله واستاثروا فی ء ا.... تاریخ طبری ج4/ ص304 "ای مردم رسول خدا (ص) فرموده است کسی که ببیند زمامدار ستمگری به حقوق الهی واحکام دین تجاوز می کند وپیمان خدارا می شکند وبا سنت پیغمبر مخالفت می ورزد وبا بندگان خدا براساس ظلم وگناه رفتار می نماید وبرای تغییر روش چنین زمامداری به گفتار یا کردار اقدام نکند حقا خداوند اورا به همان جایی می برد که آن ستمگر را می برد. آگاه باشید عمال حکومت پیروی شیطان را در برنامه خود قرارداده اند واطاعت خدا را ترک کرده وفساد را ظاهر ساخته ورواج داده اند وحدود ومقررات دین را تعطیل نموده وخزانه کشور را به خود تخصیص داده اند وحرام خدا را حلال وحلال اورا حرام نموده اند ومن از هرکس شایسته ترم که وضع موجود را تغییر دهم." همانطور که مشاهده می شود دراین خطبه امام (ع) که در آخرین منزل های خویش در نزدیک کربلا بیان داشته اند کوچکترین هدف مادی وشخصی وجود ندارد.بلکه فقط امام (ع)تاکید می فرماید احکام الهی تعطیل مانده بلکه به آن تجاوز وتعدی شده وزیر پا مانده (پایمال گردیده ) عدالت از جامعه رخت بربسته پیمان الهی شکسته شده وبا بندگان خداوند براساس عدالت رفتار نمی شود. 4-امر به معروف ونهی ازمنکر امام حسین (ع) در هنگام خروج از مدینه در وصیتی به محمد حنفیه نوشته اند که قسمتی از آن چنین است: انی لم اخرج لا اشرا ولا بطرا ولا مفسدا ولا ظالما وانما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ارید ان امر بالمعروف وانهی عن اامنکر واسیربسیره جدی وابی علی بن ابیطالب..... .... اینک من از مدینه بیرون می روم ولی نه برای ریاست وحکومت وجاه ومنصب بلکه برای امر معرف ونهی از منکر ، برای اصلاح درامت جدم وپدرم علی بن ابیطالب ..... در تایید این هدف ابا عبدا.... (ع) حدبثی از امیرالمومنین علی (ع) نقل است که می فرماید: "امر به معروف ونهی از منکر را ترک نکنید دراین صورت بدان شما زمامدارتان خواهند شد ، آنگاه هرجه دعا می کنید دعای شما برآورده نمی شود." امام رضا (ع) فرمودند: هرگاه مردم امر به معروف ونهی از منکر را به عهده یکدیگر بگذارند ( یعنی هرکس سکوت کند به انتظار این که دیگری امربه معروف ونهی از منکر کند ودرنتیجه هیچ کس قیام نکند) پس برای عذاب الهی منتظرو آماده باشند. بنابراین مسلم است اگر یزید تقاضای بیعت از امام(ع) نمی کرد ومردم کوفه نیز از ایشان دعوت نمی کردند ابا عبدا... (ع) صرفا به حکم امر به معروف ونهی از منکر ( فساد عمومی ، حلال خدارا حرام کردن وحرام خدا را حلال نمودن ، انحصاری شدن بیت المال و....) قیام می کردند. آثار ونتایج قیام امام حسین (ع) از دیدگاه متفکر شهیر استاد مرتضی مطهری پایان قیام امام حسین (ع) که در یک نیم روز انجام گرفت دو روی یک سکه است که کاملا در تضاد وتناقض باهم اند. "عاشورا وکربلا دو صفحه دارد : صفحه ای سیاه وظلمانی که درآن فقط جنایت بی نظیر یا کم نظیر می بینیم مثل کشتن بیگناه ، کشتن جوان ، کشتن شیرخوار ، شلاق زدن زن وبچه ، آب ندادن به انسان تشنه ، بربدن مرده اسب تازاندن و.... صفحه ای سفید ونورانی که درآن فقط حماسه است .افتخار ونورانیت است ، تجلی حقیقت وانسانیت ، تجلی حق پرستی . صفحه اول یک تراژدی است وقهرمانش یزید ، ابن سعد ، این زیاد ، شمربن ذی الجوشن و... وصفحه دوم حماسه ای که قهرمانش امام حسین (ع) است ، عباس است ، علی اکبر است ، حبیب بن مظاهر است ومسلم بن عوسجه و..... " با اندکی تلخیص از کتاب حماسه حسینی ج 1 / آری یک روی سکه کربلا احساس تکلیف الهی ، مسئولیت وفریاد درمقابل ظلم وشکست سکوت ، خلوص در عمل ، شهامت وایثار وخلاصه فنای فی ا... شدن . وروی دیگر سکه ، حرص و آز ، کینه وبخل وعداوت ، حسادت ،احساس حقارت ، شقاوت وجنایت ، قساوت وهواپرستی ، حب جاه ومقام ومنصب و.... آخر این دولشکر که روبروی هم قرار گرفته بودند از دوکشور متفاوت وبیگانه از هم نبودند هردو همدیگر را خوب می شناختند . منتهی لشکر مقابل امام حسین(ع) خود را به خواب زده بودند خوابی خرگوشی چرا که همین لشکر مردمی اند که تا چند روز پیش نامه های فراوانی نوشته ورهبر ومقتدای آن طرف لشکر را به خود دعوت کرده ، این لشکر میزبان ومقابل آن مهمان ، این لشکر امت پیامبری(ص) که نوه اش سردار لشکر مقابل است. خلاصه امتی گرد آمده اند وتا دندان مسلح شده اند تا فرزند پیامبر(ص) خودرا بکشند خیمه های خاندان ویارانش را آتش کشیده وفرزندان واهل وعیالش را به اسارت ببرند. به چه زبانی می توان این جنایت که یک واقعیت تاریخی است به روشنی بیان کرد .باید اقرار کرد باهیچ زبانی نمی توان این واقعیت را آن طوری که بوده بیان کرد واقعیتی که ملکوت زمین و ارکان آسمان ها به فریاد آمد ، ذره ذره از خاک آن سرزمین از شدت این جنایت به خود پیچید وتاب وتحمل خود را ازدست دادوبرای همیشه تاریخ به سوگ نشست .... واقعه کربلا جنایت بارترین واقعه دردنیاست که از اول خلقت آدم تا زمان خودش و تاکنون رخ داده است که امتی ریختند فرزند پیامبر خودرا کشتند پیامبری که آنان را از شرک وبت پرستی وجاهلیت ، تعصب های بی بنیان قومی وقبیلگی نجات داده وبه بهترین امت دنیا با آزادترین اندیشه های عصر ، با قوام ترین دین وفرهنگ وبزرگترین قدرت سیاسی دنیا تبدیل شد . این جنایت آثار زیان آوری برای زمان خود داشته است .چرا که شخصیت عظیمی چون امام حسین (ع) که هنوز بیش از یک نسل باجد ش فاصله ندارد خسارت جبران ناپذیری خواهد بود چه کسی وکدام شخصیت سیاسی ،دینی ، اجتماعی می تواند جایگاه وزین آن چهره الهی را پرنماید؟ امام حسین (ع) اسلام ناطق ، وقرآن ناطق است با ازبین بردن او چنان ضربه ای به دین خواهد خورد که اگر شخصیت دیگری چون اونباشد (علی بن الحسین ، سیدالساجدین) دین پیغمبر آخر زمان که اندکی بیش از نیم قرن افروخته شده بود ، خاموش می گشت. نتیجه زیان بار دیگر ذلتی بود که نصیب مردم گردید به طوری که مسیر دین الهی منحرف گشته و به دست افرادی افتادکه خود در عمل از ضعیف تری آنان بودند. با کشته شدن امام حسین (ع) مردم آرزوهای خودرا بربادرفته وامیدهای خویش را به یاس تبدیل شده وخودرا شکست خورده وبی پناه یافتند.فلذا در برابر حکومت یزید ذلیل وزبون شدند. زیدبن ارقم پیرمرد صحابی وقتی از مجلس عبیدا.. بن زیاد خارج شد با خشم ونفرت گفت: " شما که پسر فاطمه را کشتید وپسر مرجانه را به حکومت پذیرفتید از این پس بردگان حکومت خواهید شد." از ابو اسحاق سبیعی پرسیدند ، مردم چه وقت ذلیل شدند ؟ گفت آنگاه که امام حسین(ع) را کشتند. تهاجم وحشیانه ای که در حادثه عاشورا به خاندان وحی ورسالت شد لکه ننگی شد برای امتی که فرزند پیغمبر خود را کشتند . همانطوری که راهب معروف پس از مشاهده سر مبارک ابا عبدا.... (ع) یه دست سربازان ابن زیاد می گوید وای به حال شما که فرزند پیامبر خودرا کشتید واین چنین به اوبی احترامی نموده وسر مبارکش را بدینگونه نزد حاکم خود می برید. اما آثار ثمر بخش نهضت ابا عبدا... الحسین (ع): 1- مکتب سیار با همت ائمه معصومین علیهم السلام پس از شهادت امام حسین (ع) قیام ایشان به عنوان مکتبی زنده وآموزنده ، سرمشق همه آزادگان وآزادمردان جهان معرفی گردید وهرچه زمان بیشتر گذشت خورشید حقیقت حسینی تابناک ترشد تاآنجاکه شخصیت با عظمت سیدالشهدا ء(ع) شمع جمع ومحفل شیفتگان انسانیت سراسر دنیا گردید. 2-محبوبیت امام آری عشق حسینی مختص شیعیانش نشد بلکه در عمق دل آزاداندیشان مدافعان حق وحقیقت و طداران قسط وعدالت دورترین نقاط دنیا نفوذ کرد . وهیچ عاشق بیقراری نییست با محبت حسینی دل خویش را از منبع فیض حسینی سیراب نکرده باشد. این حسین کیست که دل ها همه دیوانه اوست این چه شمعی است که جان ها همه پروانه اوست 3-درس های عملی قیام آن حضرت در سهای عملی پرارزشی در اختیار جهان اسلام بلکه جهان انسانیت گذاشت . زمانی که دنیا پرستان با قدرت سرنیزه قصد تحمیل حکومت غعیرقانونی خودرادارند ، تا پس از تایید گرفتن حکومت از جانب شخصیت های بزرگ که درحقیقت حکومت حق اصلی آنان است هراقدامی را موجه جلوه داده وبا چهره دینی به خورد مردم خویش دهند این شخصیت های عظیم تن به ذلت نداده وعلم قیام وانقلاب برافراشته وازهمه مردم نیز خواسته به ندای آنان پاسخ داده ومثل او عمل کنند (ولکم فی اسوه). 4-درس عزت نفس امام حسین(ع) دریکی از خطبه های روز عاشورا این مطلب را بدینگونه بیان می فرمایند:" این ناکس پسر ناکس (ابن زیاد) مرا به پذیرفتن یکی از دوچیز ناچارکرده است :یا شمشیر کشیدن وجنگیدن ویا قبول ذلت یعنی تسلیم شدن" الموت اولی من رکوب العار والعار خیر من دخول النار مرگ با عزت وشرف با لاتراز زندگی ذلت بار است وذلت ( ظاهری ) بهتر از ورود درآتش جهنم است. مقاومت حسین بن علی (ع) درمقابل دستگاه دیکتاتوری یزید درهمه مراحل مردانه وشجاعانه بود ولی صبح عاشورا تازمان شهادتش چنان مردانه ودلیرانه وعاشقانه دربرابر ارتش تا دندان مسلح یزید مقابله نموده که بی مبالغه هیچ قلم توانا یازبان گویا قادر به بیان آن نیست . آنگاه که امام حسین (ع) درمحاصره شدید نیروهای مسلح ابن زیاد قرار می گیرد ولشکر حریص دشمن آماده است تا با یک حمله کار حضرت را یکسره نماید .آنگاه که برق شمشیر سی هزار نظامی مسلح دشمن چشم ها را خیره ودل ها را می لرزاند .آنگاه که سوز تشنگی سراپای وجود امام (ع)را می گداخت ودنیا را در چلوی چشمش تیره وتار می نمود. آنگاه که زنان و کودکان در خیمه ها منقلب وپریشان در حال سوز وگداز بودند. آنگاه که ناله های جانسوز زنان وکودکان تشنه وسرگردان قلب پر محبت امام(ع) را می لرزاند وجگرش را چاک می زد. وآنگاه ......و آنگاه ...... امام حسین (ع) در چنین اوضاع واحوال وحشت زایی که هر پهلوان مرد افکن را بیچاره می کرد وتهمتنتان وشیردلان را به زانو در می آورد درمیان چنین طوفان بلایی فریادش این گونه بلند است: لا اعطیهم بیدی اعطاء الذلیل من دست ذلت به اینان نمی دهم هیهات مناالذله هرگز هرگز ذلت را نمی پذیرم الموت اولی من رکوب العار والعار اولی من دخول النار مرا عار آید ازاین زندگی که سالار باشم کنم بندگی انی لا اری الموت الا سعاده والحیوه مع الظالمین الا برما همانا من مرگ با عزت را جز سعادت نمی دانم وزندگی با ستمگران را جز ذلت وبردگی نمی بینم . این است درس عزت نفس وحریت ضمیر ، عظمت روح وعلو طبع که فقط وفقط از مکتب حسین بن علی (ع) می توان آموخت. با چنین حسن وملاحت اگراینان بشرند زآب وخاک دگر وشهر ودیار دگرند 5-زنده (احیاء) کردن شخصیت اسلامی مسلمین امویان ، شخصیت اسلامی را در میان مسلمین کشته بودند به طوری که کوفه که مرکز ارتش اسلام بود پس از آن که هجده هزار نفر با امام حسین (ع) بیعت می کنند ودوازده هزار نامه برای ایشان می فرستند که با این اوضاع اگر امام به سمت کوفه نمی رفت بعدها مورد ملامت قرار می گرفت . ولی تا این که سرو کله عبیدا... بن زیاد پیدا شد همه شیعیان در جا زدند ومسلم را تنها گذاشتند . زیرا پدر عبیدا... یعنی زیادبن ابیه دمار از روزگار مسلمانان در آورده بود آنقدر چشم ر آورده بود وآن قدر دست وپا بریده و آن قدر شکم ها سفره کرده بودو آن قدر افرادرا در زندان کشته بود که به کلی احساس شخصیت اسلامی را ازبین برده بود. اما پس از شهادت امام حسین (ع) در کوتاهترین زمان گویی زنگ هوشیاری مسلمین وشیعیان به صدا در آمد وسلیمان بن صرد خزاعی ویارانش با شعار یا لثارات الحسین قیام کردند وتا پای شهادت جنگیدند سپس مردم مدینه قیام کردند که به دستور یزید قتل عام شدند وپنج – شش سال بعد مختار ثقفی ظهور کرد وتمامی جنایتکاران وبانیان فاجعه کربلا وعاشورا را به مجازات رسانید. دنیایی خواندن ودنیایی توصیف کردن قیام اباعبدا.... الحسین (ع) کمال بی انصافی ، خلاف عقل ومتناقض باسرشت مردالهی چون ایشان است امام حسین (ع) فرزند همان ابر مردالهی تاریخ است که درزمان خلاف برامت وجامعه وسیع اسلامی هنگامی که خود مشغول وصله زدن کفشی است که دیگر جای وصله ندارد خلافت را ار این کفش وصله دار بی ارزش تر می داند مگر این که حق ضعیفی را از قوی بگیرد ویا ظلمی را از جامعه دفع کند . بنابراین آنان که در پی القای این اندیشه اند که حسین بن علی (ع) به طمع حکومت وخلافت از مدینه خارچ وبه سمت مکه واز آن جا به سوی عراق آمد ، ادعایی بی معنی وبی اساس بوده وبا توجه به پیشینه امام علی (ع) وامامان پس از امام حسین (ع) دنیای ما برایشان زندانی بیش نبوده است و این دنیا برای کسی مطلوب ومحبوب است که آن را خوب نشناخته باشد وبا دنیایی فراتر از اوآشنایی ندارد. بلکه این دنیا برای حضرت ایشان متاعی قلیل وغروری بیش نیست وآن چه که نزد خداست برای شان برتر وبالاتر است.پس آن همه تلاش ها وزحمتی که برخی مورخین مغرض وبرخی نا آگاه ویا دشمنان دانا وبرخی دوستان ناآگاه دراوراق تاریخ کهن ومعاصر برخود روا داشته اند ، راه نبردن به عرصه سیمرغ وعرض خود بردن است. ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می بری وزحمت ما می داری شایسته بود آن همه تلاش ها درجهت مثبت انجام گیرد تا به جای آن همه کشمکش های تاریخی ، فکری وسیاسی می آمدند در شخصیت عظیم این چهره تاریخ انسانی کنکاش می کردند وتاحد توان پرده از ابعاد همه جانبه شخصیت ایشان بر می داشتند وآن را الگو وسمبل جوامع وملت ها قرار می دادند همان تعبیری که که خودحضرت فرموده اند: ولکم فی اسوه من برای شما الگو ونمونه ام.. اگر امام (ع) به دنبال کسب امتیازات مادی ودنیایی بود خود معاویه قبل از به کرسی نشاندن پسر یی لیاقتش تمام وکمال برای آن حضرت فراهم می کرد نیازی نیود که امام خانه وکاشانه خویش را رها کند وفرسنگ ها راه رابپیماید وسرانجام خود وفرزندان واصحاب را به شهادت وخاندان خویش را به اسارت دهد. آسان ترین وکوتاه ترین راه برای امام این بود که درمدینه شهر جدش در جای گرم ونرمی بنشیند وصرفا بابت حق سکوت هرچه بخواهد از حکومت وقت بگیرد ، همین کاری که خیلی از اطرافیان به اایشان توصیه می کردند. این است کعه استراتژی ابا عبدا.... با هیچیک از معادلات سیاسی – نظامی مبارزان دیگر مطابقت ندارد بلکه سه امتیازد ر مبارزه با دیگران دارد: 1- امتیاز در هدف 2-امتیاز در وسیله 3- امتیاز در نتیجه 1-امتیاز در هدف مردان دنیا هدف شان از مبارزه فقط این است که به یک سری لذایذ دنیایی برسند ولی مردان الهی چون امام حسین (ع)هدفی جز پیروزی حق وزنده کردن حق وعدالت ندارند 2-امتیاز در وسیله مردان دنیا برای رسیدن به مقصود از هیچگونه اعمال ضداخلاقی وغیر انسانی باکی ندارند ولی مردان خدا هیچگاه به کارهای ضد انسانی وضد اخلاقی دست نمی زنند. 2- امتیاز در نتیجه مردان دنیا اگر پیروز شوند به غیر از لذت های بی ارزرش دنیایی بهره دیگری نخواهند داشت واگر شکست بخورند همه چیز را از دست داده اند ولی مردان خدا اگر پیروز شوند چه بهتر ، زیرا حق وعدالت را زنده کرده اند واگر شکست بخورند باز مغبون نشده اند زیرا چون هدف شان زنده کردن حق وعدالت بود وبه تکلیف عمل کرده اند وپاداش نیکو خواهند داشت. امام حسین (ع) جامع الصفات متاسفانه ما در مورد هر یک ازامامان معصوم علیهم السلام فقط به یک بعد یا برخی از ابعاد آنان توجه داریم واز دیگر ابعاد شخصیتی ایشان بی خبریم یا کلا در کتاب ها کمتر به صفات جامع آن حضرات پرداخته شده است. مثلا در مورد شخصیت عظیم امام حسین (ع) از زمانی که از پدر ومادر واطرافیان یا از منبر ومحراب شنیده ایم اورا فردی می دانیم که برضد حکومت ظلم وجور زمان خویش قیام کرده وبه درجه شهادت رسیده است . در حالی که امام حسین (ع)مانند جد بزرگوارش وپدر وبرادر ودیگر امامان معصو م درجمیع صفات اخلاقی ، عبادی ،گفتاری وعملی و.... کامل بودند . در زمینه زهد وعبادت سرآمدزمان خویش ، از نظر علم داناترین فرد عصر ، ازجهت جود وسخاوت سخاوتمند ترین از نظر سلاست وفصاحت زبان وبیان فصیح ترین ، از بعد شرافت واصالت نسب اصیل ترین وبالاخره از جهت کرامت وشهامت وشجاعت ، انفاق وصدق ، رفتار با مردم و.... در بالاترین اوج ودرجه کمالات بودند. برای پرداختن به ابعاد شخصیتی آن پاکان همواره دریچه ای بی نهایت به روی همگان باز است وحقیردر این جا فقط به پاره ای از سجایا ومکارم اخلاقی ابی عبدا... (ع) اشاره می کنم. 1-فضیلت مهم امام حسین (ع) یکی از مهم ترین فضیلت هایی که رسول خدا (ص) برای امام حسین (ع) ذکر فرموده اند این است : "ازصلب تو نه امام پدید خواهد آمد که نهم ایشان قائم آل محمد (عج) است. 2-جود وسخاوت امام حسین (ع) مردعرب بدهکاری به حضور امام رسید وازناتوانی پرداخت بدهکاریهای خویش از ایشان کمک طلبید . امام فرمود سه مسئله از تو می پرسم اگر یکی را پاسخ گفتی ثلث آن مال ، اگر دو سوال راپاسخ گفتی دوثلث آن واگر هرسه را پاسخ گفتی تمام آن مال را عطا خواهم کرد.اعرابی ابتدا گفت من یک عرب بدوی هستم چگونه از اهل علم وشرفی چون شما ازمن سوالی بپرسد ومن پاسخ دهم. امام(ع) می فرماید: المعروف بقدرالمعرفه یعنی باب معرفت باید به اندازه معرفت هر فرد به اوعرضه شود . مرداعرابی عرض کرد اگرتوانستم پاسخ می دهم واگرنه از حضرت شما فرا می گیرم. حضرت فرمود: افضل اعمال چیست ؟ گفت ایمان به خداوند متعال . فرمود: چه چیز مردم را از مهالک نجات می دهد ؟ عرض کرد : توکل واعتماد بر حق تعالی . فرمود: زینت آدمی درچیست؟ اعرابی گفت علمی که به آن حلم باشد . فرمود اگربدین شرف دست نیابد؟ عرض کرد مالی که با مروت وجوانمردی باشد. فرمود : اگراین را نداشته باشد . گفت : پریشانی وفقری که با آن صبر وشکیبایی باشد. فرمود اگر این را نداشته باشد ؟ اعرابی گفت صاعقه ای از آسمان فرود بیاید واورا بسوزاند. پس حضرت خندید وکیسه ا ی که هزار دینار از زرسرخ درشت نزد او افکند وانگشتری عطا کرد که نگین آن دویست درهم قیمت داشت وفرمود با این زرها بدهکاری خورا بده واین انگشتر را خرج نفقه خود کن. اعرابی پس از گرفتن زرها این آیه را تلاوت کرد: الله اعلم حیث یجعل رسالته خداوند بهتر می داند که رسالت خورا در کجا قرار دهد. 3- زهد وعبادت روایت است که امام (ع) بیست وپنج حج پیاده به جای آورد در حالی که شتران ومحمل ها از عقب او می کشیدند. روزی ازآن حضرت پرسیدند: چه بسیار از پروردگار خود ترسانی؟ فرمود : ازعذاب قیامت ایمن نیست مگر آن که در دنیا از خدا بترسد. زهد حسین بن علی (ع) در زمان کودکی وصغر سن ونوجوانی وجوانی همانند پدرش امیرالمومنین (ع)بود. همراه پدرش از غذای مخصوص او می خورد ودر ضیق وتنگی وصبر ونماز با آن حضرت شرکت داشنه وهمراه اوبود. 4- تکریم واحترام امام حسن(ع) به امام حسین (ع) روایت شده امام حسن (ع) امام حسین (ع) را چنان تعظیم می کردند که گویی آن حضرت بزرگتر است . ابن عباس سبب آن را می پرسد . امام حسن (ع) فرمود: از امام حسین هیبت می برم مانند هیبت امیرالمومنین (ع) 5-سخنی از امام حسین (ع) در قالب شعری " هنگامی که دنیا با زرو سیم خود به تو روی می آورد ، تو نیز با آن چه داری به مستمندان روی کن . از بخشش بسیار درویش نخواهی شد ، آن چنان که بخل ولئامت کسی را توانگر نسازد." همسران امام حسین (ع) 1-شهربانو دختر یزدگرد پسر شهریار شاهنشاه ایران ازسلسله ساسانیان نخستین همسر سیدالشهداء (ع)شهربانو بود. لقبش شاه زنان است. این شاهزاده خانم وخواهرش "کیهان بانو " یا " جهان بانو " درعهد عثمان یا در زمان خلافت امیرالمومنین(ع) در یکی از جنگ های خراسان اسیر وبه مدینه فرستاد ه شدند. امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) عنوان این دو شاهدخت را ازاسارت وکنیزی به عنوان دو دختر آزاده محترم تغییرداد وآن وقت مخیرشان ساخت خواستگار دلخواه خودرا انتخاب کنند.شهربانو میان امام حسن وامام حسین علیهم السلام برادر کوچکترر ا پذیرفت به این دلیل که دختر دوشیزه را مردی دوشیزه باید وکیهان بانو محمدبن ابوبکر را به همسری برگزید. شهربانو شاهدخت ایرانی هنگام وضع حمل امام سجاد(ع) از دنیا رفت وآن قدر خوشبخت نبود که پسری مانند علی بن الحسین(ع) را بردامان خود ببیند . این واقعه درسال 22 هجری پس از تولد امام سجاد (ع) رخ داد. 2-رباب دختر امرء القیس کلبی دومین همسر سیدالشهداء (ع)بود که امام پس از مرگ شهربانو با او ازدواج کرد . از رباب بیش از یک پسر یعنی علی بن الحسین همان علی اصغر (نام دیگر عبدا...) ویک دختر امینه ملقب به سکینه فرزند دیگری نداشت. ابا عبدا.... رباب را بسیار دوست داشت ورباب نیز عاشق وشیدای امام(ع) بود.به طوری که این زن پس از شهادت سیدالشهداء (ع)بیش از یک سال دراین دنیا نبود وطی یک سال هرگز زیر سقف پا نگذاشت ومی گفت چون با چشم خود دیدم پسر رسول ا...(ص) بر ریگ های بیابان درحرارت خورشید برهنه افتاده محال است پس از او به سایه سقف پناه ببرم. گروهی از رجال مدینه از این زن خواستگاری کردند ولی در جواب فقط یک چیز می گفت. من عروس پیغمبر(ص) بوده ام ، هرگزعروس دیگران نخواهم شد. رباب در قطعه شعری این گونه سیدالشهداء را مرثیه می گوید: "آن فروغ درخشان که شمع شب فروز ما بود در صحرای کربلا غسل نکرده ودفن نشده افتاده است ای پسر رسول ا.... جزای تو در دو جهان نیک بادوجان عزیزت در پیشگاه الهی جز سعادت وسرور نبیند تو برای من آن کوه کلان بودی که پناهم می دادی تو به ما درس دین ودنیا می آموختی به خدا پس از حسین(ع) نام هیچ مرد را به زبان نخواهم آورد. تا پیکر من درمیان ریگ ها وخاک پنهان شود. 3-عاتکه یا ام اسحاق دختر طلحه بن عبیدا... همان طلحه ای که درجنگ جمل به همراهی عایشه وزبیر با امیرالمومنین علی (ع) جنگید. دختران طلحه همه زیبا بودند . از این عاتکه ، خدا دختری به نام فاطمه به امام حسین(ع) داد که از بس زیبا وخوشگل بود لقب فاطمه حورالعین به او دادند. عاتکه ییش از حوادث کربلا از دنیا رفت . 5- لیلی یا لیلا دختر ابی مره بن عروه ثقفی که مادر علی اکبر بود. درمنابع تاریخی ومقاتل مطلبی دلیل بر حضور لیلا در کربلا وجود ندارد بناراین مرثیه هایی که از زبان ویا زبان حال لیلا برای واقعه عاشورا ذکر کرده اند منبع قانونی ندارد. در برخی منابع دیگر همسران دیگری نیز برای امام حسین (ع) ذکر کرده اند مثل شهربانویه نه آن شهربانو که مادر امام سجاد (ع)است. آن طفل مدفونی که (محسن) در بالای کوه جوشن حلب سوره مقبره ای دارد احتمالا از همین همسر امام بوده که در زمان اسارت سقط شده است. فرزندان امام حسین (ع) الف- پسران 1- علی بن الحسین (اکبر) مادرش "لیلا" بود . این بانو جز این پسر فرزند دیگر نیاورد . علی بن الحسین "علی اکبر" نخسنتین شهید از نسل مقدس ابراهیم خلیل وبنی هاشم در یوم الطف است همان پسری که در وصفش فرمود: اللهم اشهد علی هولا ء القوم فقد برزالیهم غلام اشبه الناس برسولک خلقا وخلقا ونطقا ولنا اذدا اشتقنا الی نبیک نظرنا الی وجهه خداوندا شاهد باش کسی از این قوم به سمت دشمن می رود که شبیه ترین فرد به رسولت است از نظر خلقت ظاهری وواخلاق باطنی وواز نظر سخنگویی وبیان.هرگاه ما شوق دیدار رسول تورا می کردیم به چهره او نگاه می کردیم وبه خاطر همین فرزند کوفیان را نفرین نمود: اللهم امنعهم برکات الارض وفرقهم تفریقا ومزقهم تمزیقا این جوان بسیار زیبا ، جذاب وجبلیل بود وبه هنگام شهادت 25 تا 28 سال سن داشت. 2-علی بن الحسین "علی اوسط" سیدالساجدین ، زین العابدین علیه السلام مادرش شاهدخت ساسانی ، شهربانو دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی بود که پس از وضع حمل دار دنیا را وداع می کند. 3- علی بن الحسین " علی اصغر" مادرش رباب است . این کودک شیرخوار با تیر حرمله بن کاهل اسدی خبیث به شهادت رسید وبا دست پدر در پشت یکی از خیمه ها به خاک سپرده شد. ب- دختران 1- فاطمه حورالعین که مادرش عاتکه دختر طلحه بود. فاطمه بزرگترین دختر سیدالشهداء(ع) بودکه به علت زیبایی فوق العاده به این نام لقب گرفته بود. فاطمه را حامل ودایع امامت دانسته اند . چنانچه امام باقر (ع) می فرماید: امام سجاد (ع) در کربلا به حدی بیمار بودکه امام حسین (ع) دخترش فاطمه را صدازد ووصیت نامه وکتابی را به وی داد واو آن را به علی بن الحسین(ع) رساند وبعدا به مارسید.( از ناسخ التواریخ محمد تقی سپهری ص 362) فاطمه حورالعین در حیات پدر بزرگوارش ابا عبدا....(ع) به عقد پسر عمش حسن بن حسن بن علی (ع) مشهور به حسن مثنی در آمده بود. حسن مثنی در واقعه کربلا مجروح شده ولی توسط بستگانش از صحرای کربلا خارج ومداوا می شود وپس از باز گشت به مدینه در 35 سالگی در گذشت. 2- امینه یا سکینه امینه دختر رباب است واسمش از اسم جده اش آمنه مادر رسول ا.... اشتقاق یافته وتصغیر شده وبه صورت امینه در آمده وسکینه لقب اوست. سکینه پیش از شهادت عمویش امام حسن مجتبی (ع) در سال 50 هجری به دنیا آمد وبا پسر عمویش عبدا.... بن حسن مجتبی که در روز عاشورا به شهادت رسید ازدواج کرد واز او فرزندی نداشت . از عظمت وشکوه این دختر همین بس که سیدالشهداء در مورد او فرمود: آن چه به سکینه دخترم غلبه دارد غرق در خداخواهی است و این سخن جایگاه وموقعیت سکینه را در خاندان رسول ا....(ص) به خوبی روشن می کند وسکینه در روز پنج شنبه ربیع الاول سال 117 هجری در سن 70 سالگی از دنیا رفت ودر بقیع مدینه به خاک سپرده شد. 3- رقیه (س) از منابع گوناگون به انحاء مختلف به دست می آید که درمیان دختران امام حسین (ع) دختری سه – چهار ساله به نام رقیه وجود داشت که همراه کاروان اسرا به شام رفت . این دختر بسیار مورد علاقه امام حسین (ع) بود واونیز به پدر عشق می ورزید. در خرابه شام شبی از خواب بیدار می شود وبهانه پدر می کند به دستور یزید سر پدرش ر ا که داخل طشت بود جلوی دختر گذاشتند وقتی این دردانه فهمید که حاوی طشت سر مبارک پدرش است بی تابی زیادی کرد لبان خودرا بر لبان پدر نهاده وبه شدت می گرید تا بیهوش شد وقتی حرکتش دادند دیدند جان به جان آفرین تسلیم کرده است. به واسطه آن همه اهل بیت بلکه گفته اند حتی اهل شام ناله سردادندوغوغایی برپا شد..این بی بی هم اکنون بار گاه شکوهمندو باعظمتی در یکی از محله های سوریه دارد که محل زیارت زائران عاشق اش است. تا کور شود هر آن کور دلی که می اندیشید تاج وتخت سلطنت دنیایی برایش عزت وشرافت می آورد واورا جاودانه خواهد کرد. جالب است آن طرف تر محله ای قدیمی وکثیف ومخروبه چند قبر وجود دارد که گفته می شود یکی قبر منحوس معاویه ویکی فرزند خبیثش یزید ودیگری از نزدیکانشان می باشد. 4- زینب ابن شهرآشوب ، خصیبی ، ابن خشاب وشیخ محمدالصبان آورده اند امام حسین (ع)سه دختر داشته اند، زینب ،سکینه ، وفاطمه شیخ کمال الدین محمدبن طلحه شافعی (652ق) درکتاب مطالب السوال فی مناقب آل الرسول نوشته است امام حسین (ع) دارای ده فرزند بود شش پسر وچهار دختر. پسران علی اکبر ، علی اوسط (امام سجاد علیه السلام) ، علی اصغر ، محمد ، عبدا.... وجعفر. ودختران زینب ف سکینه وفاطمه ولی نام چهارمین دختر مجهول مانده است که احتمالا همان رقیه 3-4 ساله است. کلام آخر در ابتدا لازم است کلام آخر را در همان ابتدا ذکرکنم تاکسانی که وجود مقدس پاکانی چون انییاء عظام وامامان معصوم علیهم السلام را می خواهند با دریچه بسیار محدود بینش دنیایی خویش بنگرند ووقایع وحوادثی که برای آنان پیش آمده با علم وعقل ناقص خود تفسیر وبررسی کنند ودرپی این باشند که چرا آن پیامبر چنان کار را انجام داد وچنین نکرد. چرا آن عمل را این گونه نمی کرد یا چرا امام علی (ع) شورا را پذیرفت ، امام حسن (ع) صلح کرد ، امام حسین (ع) جهاد کرد ودیگر امامان فلان رویه را درپیش گرفتندو.... می گویم مگر انسان بر اساس علم واندیشه وخرد ونظر ورای نمی دهد؟ از کجا این قدر به خودش مطمئن باشد که حرف ونظر واندیشه اش درست باشد؟ درحالی که همه اقرار داریم خداوند بزرگ ازبین انسان ها ، باخردترین افراد ، کامل ترین آنان را برای امر هدایت بشر در ا ین کره خاکی انتخاب می کند با این توصیف عاری از خطا واشتباه وگناه نیز هستند بنابراین باید همه ما درمقابل اعمال ورفتار این پاکان ومعصومان تسلیم باشیم ومعتقد شویم که بهترین راه ، عالی ترین روش وکم اشتباه ترین متد را آنان پیموده اند واگر خلقت بار دیگر تکرار شود باز روش واسلوب این بزرگواران همان خواهد بود. چرا که آنان علاوه بر وجود مادی یک وجود ملکوتی داشته اند وبه حکم الهی با عمق واقعیات در تماس واطلاع بودنداین است که در روایات اگر آمده اولین مخلوق جهان آفرینش ، نور وجود پیامبر (ص) بوده یعنی قبل از شروع جیات مادی جهان آفرینش خداوند دانا وقادر چنین نوری خلق کرده است . خلاصه این که: عمل پیامبرا ن وامامان برای ما الگوست نه عمل ما الگوی آنان روز عاشورا روز معراج امام حسین (ع) نویسنده معروف : محمود عقاد جمله ای در باره ابا عبدا....(ع) دارد خیلی جالب است: می گوید در روز عاشورا نوعی مسابقه میان خصلت های حسینی برقرار شده بود . یعنی فضائل حسینی هر کدام با دیگری مسابقه می داد صبر حسینی می خواست از سایر صفاتش جلو بیفتد ، رضای حسینی به آن چه که رضای خداست می خواست ازصبرش سبقت بگیرد . اخلاص حسین(ع) از همه این صفات وبالاخره شجاعت حسین(ع) از دیگر صفات می خواست جلوبیفتد. استاد بزرگوار مرتضی مطهری بیان می دارند: چیزی که روز عاشورا بیش از هرچیز دیگر جلوه گر ونمایان شد ، طمانینه ، آرامش ، اطمینان واستقامت حسین (ع) بود . چیزی که یکی از راویان صحنه جدال روز عاشورا نقل کرده است: " به خدا قسم سراغ ندارم مرد دل شکسته ای ، مرد تحت فشار قرار گرفته ای که فرزندان واهل بیتش را جلوی چشمش قلم قلم کرده باشند اصحابش راببیند که سرها ازبدن های شان جدا شده باز این مقدار قوت قلب داشته باشد." آری همان طور که پیامبر خدا (ص) در معراج تمام واقعیات را مشاهده نمودند وآخر وسرانجام کار امت خویش را به روشنایی دریافتند ، امام حسین (ع) نیز با روشنی کامل سرانجام کار خویش را می دید وهمان طور که معروف است جایگاه اصحاب مخلصش را نیز به آنان نشان داد. روز عاشورا پایان کشت وآغاز شکفتن جوانه های امید وحرکت وهمدلی وهمدردی وطغیان علیه دستگاه ظلم وجور اموی بود. واین چنین است که روز عاشورا همان معراج فرزند رسول ا... ابا عبدا... الحسین(ع) است: یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی والفجر که سوگند خدای ازلی است روشنگر حقی است که با آل علی است این سوره به گفته امام صادق (ع) مشهور به سوره حسین بن علی (ع)است شعارهای امام حسین(ع) درطول مسیر ودر کربلا اهداف وعلل بسیاری از قیام ها ونهضتهایی که در سراسر جهان اتفاق می افتد در قالب شعارهایی از طرف رهبران ومردم آن ابراز می شود. ابا عبدالله الحسین(ع) نیز از زمان شروع حرکتش تا انتهای آن در صحرای کربلا و روز عاشورا در قالب خطابه ها وسخنان کوتاه ، نامه ها ونصایح ویا به صورت شعارهایی علل واهداف نهضت عظیم خود را بیان فرموده اند که پرداختن به این شعارها وتعمق وتدبر در آنها کتابی مستقل می طلبد. یقینا پرداختن به شعارهای امام حسین(ع) نکات ظریف وروشنی را آشکار می سازد که بهانه ای رای کسی نمی گذارد تا کوچکترین ابهامی در فلسفه قیام ونهضت ابا عبدالله(ع) وارد کند که دراین قسمت فقط به برخی از آن شعارها اشاره می شود وهمانطور که ذکر شد تبیین وتفسیر آن نیاز به کتابی مستقل دارد. 1- الا ترون ان الحق لا یعمل به وان الباطل لا یتناهی عنه آیا واقعا نمی بینید که به حق عمل نمی شود واز باطل جلوگیری نمی گردد؟ 2-انی لا اری الموت الا سعاده والحیوه مع الظالمین الا برما به درستی که من مرگ (باعزت) را جزسعادت نمی بینم وزندگی با ستمگران را جز ننگ وذلت نمی دانم. 3- الموت اولی من رکوب العار والعار اولی من دخول النار مرگ با عزت برتر زندگی ننگین است وذلت بهتر از ورود به آتش جهنم است. 4-هیهات منا الذله هرگز ، هرگز مبادا ذلت 5-لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم هیچ نیرو وقدرتی نیست مگر نیرو وقدرت خدای بلند مرتبه وبزرگ 6-ان لم یکن دین ولا تخافون المعاد فکونوا احرارا فی دنیاکم اگر دین ندارید واز قیامت نمی ترسید لااقل در دنیا آزادمرد باشید. 7-انی لم اخرج اشرا ولا بطرا ولا مفسدا ولا ظالما انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ، ارید ان امر بالمعروف وانهی عن المنکر واسیر بسیره جدی وابی به تحقیق من برای پست ومقام وظلم وفساد خروج نکردم بلکه خارج شدم برای اصلاح دین جدم . وتصمیم گرفنم امر به معروف ونهی از منکر کنم وبه سیره جدم وپدرم عمل کنم. 8-والله لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل ولا افر فرارالعبید به خدا قسم من هرگز نه دست ذلت به شما می دهم ونه مثل بردگان فرار می کنم( بلکه مردانه با شما می جنگم تا کشته شوم.) فهرست هوالاول والاخر...... خلقت ظاهر وباطن......... آفرینش برای شناساندن خدا....... کامل ترین مخلوق ، کامل ترین رسول....... خلقت عوالمی دیگر............ نتیجه مقدمه........ خلاصه مقدمه....... تولد......... کیفیت ولادت ونامگذاری ........ دوران کودکی.............. چند روایت از دوران کودکی امام حسین (ع)........ امام حسین(ع) در دوران خلفا........... اخبار شهادت امام حسین (ع)......... معاویه یکی از مصادیق طلیق.......... معاویه مردی منفور دربین مردم.......... تصمیم معاویه برای ریشه کن کردن پیروان علی (ع)......... کامل شدن جنایت معاویه.............. شکست سکوت توسط اباعبدالله(ع).......... توقیف مالیات یمن توسط امام حسین (ع).......... مرگ خفت بار معاویه ......... قسمتی از وصیت نامه معاویه به یزید........... یزید بر منبر خلافت........... نجوای امام حسین (ع) با جدش قبل از ترک مدینه............. قسمتی از وصیت نامه امام حسین (ع) به محمد حنفیه.......... پاسخ به برخی سوالات............ حضور امام (ع) در مکه.............. نخستین نامه کوفیان به امام (ع)............. محتوای نامه سلیمان بن صرد خزاعی............ ادامه نامه پراکنی های مردم عراق به امام (ع).............. آخرین نامه کوفیان............ پاسخ امام (ع) به آخرین نامه کوفیان................ شخصیت مسلم............ آشوب در کوفه وبصره............... اوضاع بصره...................... نیرنگ عبیدا... بن زیاد برای وارد شدن به کوفه............ ورود عبیدا... به شهر کوفه........... نطق تهدید آمیز عبیدا... بالای منبر............. شهادت مسلم............... رجز مسلم در هنگام نبرد.......... حرکت امام (ع) از مکه به کوفه............ پاسخ امام (ع) به کسانی که مانع ایشان به سمت عراق بودند.......... حجه الوداعی دیگر........... تفسیری دیگر بر حرکت امام (ع) ............. برخی از احوالات ابا عبدالله (ع) در منازل مختلف........... منزل اول ............... منزل ثعلبیه.............. منزل اجا.................. ارض حاجز............... منزل زباله............. منزل قصر مقاتل.............. منزل ذوخشب.............. سرزمین کرب وبلا..................... خطبه کوتاه امام(ع) قبل از نماز ظهر در آخرین منزل............ نامه امام حسین (ع) در روز دوم محرم به سلیمالن بن صرد خزاعی........... نامه عبیدا... بن زیاد به امام حسین (ع)............. حرکت سپاه کوفه به سوی کربلا............. جنگ قطعی می شود............... زمزمه امام حسین (ع) در هنگام صیقل شمشیرش........... خطابه ابا عبدالله (ع) در شب عاشورا.............. سخن برخی از اصحاب ویاران امام (ع) پس از ایراد خطبه............ ولایت تکوینی وبعد ملکوتی امام (ع)................ شب یقین وباور........... مناجات امام حسین (ع) در صبح روز عاشورا.............. مناجات امام (ع)................. احتجاج امام حسین (ع)............... ادامه احتجاج امام (ع) در صبح عاشورا............. آزادی حر................ شروع جنگ باتیر عمرسعد............. شهادت حربن یزید ریاحی............. جنگ برای نماز................. شهادت شخصیت های گرامی وگرانمایه............. نوبت بنی هاشم................. شهدای دیگر از بنی هاشم.................. ابوالفضل العباس................. مکالمه امام حسین (ع) با دخترش سکینه............... علی اصغر آخرین شانس....................... آخرین وصیت امام (ع) به سیدالساجدین (ع)............. آخرین سرباز................. وداع امام (ع) با اهل خیام................. جنگ تن به تن امام (ع)................ علل ، اهداف ، آثار ونتایج قیام امام حسین(ع).............. علل قیام امام حسین(ع).............. اهداف قیام امام حسین(ع)............... آثار ونتایج قیام امام حسین(ع)................. آثار ثمر بخش نهضت ابا عبدالله(ع)................... دنیایی خواندن قیام ابا عبدالله(ع)............. امام حسین(ع) جامع الصفات.............. همسران امام حسین(ع).................. فرزندان امام حسین(ع)................ کلام آخر در ابتدا............. روز عاشورا روز معراج امام حسین(ع)............... منابع ومناخذ............... کشتی نجات شهریار رضاپور رضاپو شهریار رضاپور منابع وماخذ 1-منتهی الامال شیخ عباس قمی چاپ دست نویس عبدالرحیم افشاری انتشارات کتابفروشی اسلامیه سال 1380 هجری قمری 2-لهوف سیدبن طاووس (589-664ه.ق) متن کامل عربی وفارسی ترجمه محمد اسکندری چاپ دوم بهار 1388 انتشارات پیام عدالت 3-زندگی چهارده معصوم عمادزاده ناشر انتشارات طلوع چاپ شانزدهم تاریخ نشر 1375 4-حسین بن علی (ع) جوادفاضل به کوشش فرهنگ انصاری چاپ اول زمستان 13855 موسسه انتشاراتی امام عصر(عج) 5-شهید جاوید نعمت ا... صالحی نجف آبادی چاپ دوازدهم شهریور 1361 موسسه فرهنگی رسا 6-زندگانی زینب کبری(س) آیت ا... سید محمد کاظم قزوینی ترجمه محمد اسکندری ناشر مهر یاس شمیم چاپ اول 1387 7-سوگنامه حضرت سیدالشهداء (ع) سید ابوالحسن حسینی چاپ اول زمستان 1380 قم انتشارات فاطمه الزهرا(س) 8-فرهنگ کوثر آستانه مقدس حضرت معصومه (س) شماره 69 بهار 1386 9-حماسه حسینی استاد شهید مرتضی مطهری ج اول چاپ 35 مرداد 1380 انتشارات صدرا 10- آفتابی بر سریر نیزه ها منصور کریمیان 11- خصائص الحسینیه علامه آیت ا... شیخ جعفر شوشتری